دسته‌ها
لغت

معنای کلمه مسخره

خواص دارویی و گیاهی

معنای کلمه مسخره
معنای کلمه مسخره

Copy Right By 2016 – 1395

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: مسخره

نقش دستوری: صفت

معنای کلمه مسخره

آواشناسی: masxare

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

کاروژول را بخوانید.کاره را بخوانید.کاره را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


مسخره . [م َ خ َ رَ / رِ ] (از ع ، ص ، اِ) آنکه مردمان با وی مطایبه کنند و استهزا و سخریه نمایند. (آنندراج ). آنکه مردمان به او سخریه و استهزاء کنند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). آنکه بر او فسوس کنند. ج ، مساخر. (دهار). استهزأکننده و ریشخندکننده و بذله گو و لطیفه گو و بیهوده گو و مقلد و خوش طبع و شوخ و آنکه چیزهای خنده دارو مضحک ظاهر می سازد، و هر چیز مضحک و خرمی آور. (ناظم الاطباء). آنکه با کارها یا گفته های خنده آور مردم را خنداند. آنکه در دربار سلطانی شاه را به گفته ها و کرده های خویش خنداند. هازل . (نصاب الصبیان ). ضحکه . (دهار). لوده . فسوس . افسوس . فسوسگر. افسوسگر. فسوسی . مضحکه . دلقک : چه زنی طعنه که با هیزان هیزند همه که توئی هیز و توئی مسخره و شنگ و مشنگ .

حصیری (از فرهنگ اسدی ).

نجیبی (از فرهنگ اسدی ).

(از قرةالعیون ).

ناصرخسرو.

ناصرخسرو.

سوزنی .

سوزنی .

خاقانی .

خاقانی .

یحیی کاشی (در مناظره با قلمدان ).

نجیبی .

ناصرخسرو.

سوزنی .

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: مسخره

نقش دستوری: صفت

معنای کلمه مسخره

آواشناسی: masxare

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

استبقا را بخوانید.استپ را بخوانید.استپ را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

فرهنگ حاضر تألیف فرج‌الله خداپرستی می باشد و از تارنمای «دادگان» برگرفته شده است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


۱. استهزا، تمسخر، ریشخند، زمترا، سخریه، فسوس، لودگی، مزاح ۲. خندهدار، شوخی، طنز ۳. هجا، هجو، هزل ۴. دلقک، شوخ، لوده، مزاح، مقلد ۵. مضحکه، ملعبه

(مَ خَ رِ) [ع. مسخره] (اِ.) ریشخند، شوخی.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی روزگاری در چکوروا + عکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ضربان قلب + عکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر فصل دوم سریال ترکی دختر سفیر

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی عشق از نومعنای کلمه مسخره

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی تردید (هرجایی)

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی گودال

6 معما ، 6 جواب و دنیایی چالش

اسامی غذاهای کشور ترکیه در حل جدول

خلاصه داستان قسمت ۱۰۲ سریال ترکی عشق از نو + عکس

خلاصه داستان قسمت ۱۰۱ سریال ترکی عشق از نو + عکس

خلاصه داستان قسمت ۶۳ سریال ترکی ضربان قلب + عکس

سمومی که ما به خوردنشان عادت کرده ایم!

خلاصه داستان قسمت ۲۴۲ سریال ترکی تردید (هرجایی)

خوردن این پنیرها در دنیا ممنوع شده است!

خلاصه داستان قسمت ۲۳۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

مسخر از فعل سخر از عربی گرفته شده که به معنی جالب و خنده دار است اما بعلت کینه پارسیان از اعراب این کلمه نیز ماننده بسیاری از کلمات با معنی توهین آمیز وارد زبان پارسی شده است

مسخره . [م َ خ َ رَ / رِ ] (از ع ، ص ، اِ) آنکه مردمان با وی مطایبه کنند و

۱. [عامیانه] تمسخر؛ استهزا.۲. (اسم، صفت) کسی که مورد ریشخند واقع می‌شود.۳. (اسم) [قدیمی] کسی که کارهای خنده‌دار می‌کند.

ریشخند، شوخی .

لوده – دلغک – شوخ – بذله گو

معنای کلمه مسخره

آنکه مردمان با وي مطايبه کنند و استهزاء و سخريه نمايند

1- استهزا، تمسخر، ريش خند، زمترا، سخريه، فسوس، لودگي، مزاح
 2- خنده دار، شوخي، طنز
 3- هجا، هجو، هزل
 4- دلقك، شوخ، لوده، مزاح، مقلد
 5- مضحكه، ملعبه

(= تمسخر) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: تَرِمَن، زَخش، نیند (اوستایی)، تَناز، گالته (کردی)(= صفت مفعولی، کسی که مسخره شده) تَرِمَنیک، زَخشیک، نیندیک، تَنازیک، گالتیک

این وبسایت جهت ارائه تجربه بهتر و بارگذاری سریعتر از کوکی استفاده می‌کند. (بیشتر بخوانید)

1
general::
ridicule, redicule, mock


transnet.ir

معنای کلمه مسخره
معنای کلمه مسخره
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *