دسته‌ها
لغت

معنی واژه فیگور

خواص دارویی و گیاهی

معنی واژه فیگور
معنی واژه فیگور

Copy Right By 2016 – 1395

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: فیگور گرفتن

دشتک را بخوانید.دشتی را بخوانید.دشتی را بخوانید.

معنی واژه فیگور

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


(گِ رِ تَ) [ فر – فا. ] (مص ل .) 1 – قیافه گرفتن ، تکبر کردن . 2 – حالت خاص به خود گرفتن برای نشان دادن عضلات بدن در ورزش بدن سازی .

1 – قیافه گرفتن ، تکبر کردن . 2 – حالت خاص به خود گرفتن برای نشان دادن عضلات بدن در ورزش بدن سازی .

هوس شدید به چیزی کردن .

1 – برگزاری مراسم سوگواری . 2 – به شدت غمگین بودن ، غصه دار بودن .

طعنه زدن .

زراندود کردن .

معنی واژه فیگور

1 – جانبداری کردن . 2 – گوشه گرفتن . 3 – سرحدداری کردن . 4 – سود بردن از چیزی .

= سمج گرفتن : مشغول شدن افراد سپاهی به کندن سوراخ هایی در زیر قلعة دشمن .

دیکشنری آموزشی بیاموز، یک دیکشنری آنلاین و رایگان است که با هدف استفاده زبان
آموزان زبان های
انگلیسی، آلمانی و فرانسه طراحی شده. در طراحی این دیکشنری گذشته از استاندارد بودن محتوا، توجه
ویژه ای
به المان های آموزشی شده است.

دیکشنری
انگلیسی

دیکشنری
آلمانی

دیکشنری
فرانسه

دیکشنری
ترکی استانبولی

معنی واژه فیگور

دیکشنری
اسپانیایی

دیکشنری
عربی

خانه

وبسایت آموزشی

درباره ما

تماس با ما

آموزش
زبان ترکی

آموزش
زبان انگلیسی

آموزش
زبان فرانسه

آموزش
زبان آلمانی

دیکشنری
انگلیسی

دیکشنری
آلمانی

دیکشنری
فرانسه

دیکشنری
ترکی استانبولی

دیکشنری
اسپانیایی

دیکشنری
عربی

خانه

وبسایت آموزشی

درباره ما

تماس با ما

آموزش
زبان ترکی

آموزش
زبان انگلیسی

آموزش
زبان فرانسه

آموزش
زبان آلمانی

دیکشنری آموزشی بیاموز، یک دیکشنری آنلاین و رایگان است که با هدف استفاده زبان
آموزان زبان های
انگلیسی، آلمانی و فرانسه طراحی شده. در طراحی این دیکشنری گذشته از استاندارد بودن محتوا، توجه
ویژه ای
به المان های آموزشی شده است.

دیکشنری
انگلیسی

دیکشنری
آلمانی

دیکشنری
فرانسه

دیکشنری
ترکی استانبولی

معنی واژه فیگور

دیکشنری
اسپانیایی

دیکشنری
عربی

خانه

وبسایت آموزشی

درباره ما

تماس با ما

آموزش
زبان ترکی

آموزش
زبان انگلیسی

آموزش
زبان فرانسه

آموزش
زبان آلمانی

دیکشنری
انگلیسی

دیکشنری
آلمانی

دیکشنری
فرانسه

دیکشنری
ترکی استانبولی

دیکشنری
اسپانیایی

دیکشنری
عربی

خانه

وبسایت آموزشی

درباره ما

تماس با ما

آموزش
زبان ترکی

آموزش
زبان انگلیسی

آموزش
زبان فرانسه

آموزش
زبان آلمانی

قیافه گرفتن، تکبر کردن، حالت خاص به خود گرفتن برای نشان دادن عضلات بدن در ورزش بدن سازی. [خوانش: (گِ رِ تَ) [فر – فا.] (مص ل.)]

ساعت دقیق پخش و تکرار برنامه کتاب باز در رمضان 1400 از شبکه نسیم

دانلود تیتراژ پایانی برنامه مثل ماه با صدای محسن چاوشی رمضان ۱۴۰۰

دانلود تیتراژ ابتدایی برنامه مثل ماه با صدای گرشا رضایی رمضان 1400

جزئیات برنامه مثل ماه برنامه افطاری شبکه سه در رمضان 1400

معنی واژه فیگور

عکس لو رفته از استایل جدید فرشته حسینی بازیگر سریال قورباغه

چگونه خورشت چاقاله بادام بپزیم؟

ساعت دقیق پخش و تکرار سریال در کنار پروانه ها از شبکه دو

اسامی بازیگران سریال در کنار پروانه‌ ها + خلاصه داستان

گفتگو با سهیل اسدزاده فرزند ناپدری حمید صفت در خصوص بخشش او

آمار کشته شدگان و مبتلایان به ویروس کرونا در ایران و جهان دوشنبه 23 فروردین 1400

خلاصه داستان فیلم فرانسوی vtc با بازی گلشیفته فراهانی + نخستین تصویر

متن عربی و ترجمه فارسی دعای روز دوشنبه چیست؟

روز جهانی بزرگداشت فردوسی در تقویم سال 1400 چه روزی می باشد ؟

حسن میرکاظمی معروف به حسن رعیت کیست؟ + ماجرای باغ وحش خصوصی وی و جزئیات اتهامات

شرایط دریافت وام 150 میلیون تومانی طرح ملی مسکن چیست؟


1
عمومی::
اندازه ی پیكره

شبکه مترجمین ایران

1
general::
1. Include, add in. For example, Did you figure in the travel expense? 2. Play a part in, as in His speaking ability definitely figured in his being chosen for the lead, or Their reduced income figures in all their recent decisions.


American Heritage Idioms

2
general::
Phrase(s): figure someone or something in
Go to figure someone or something in((to) something)., Phrase(s): figure in something
[for someone or something] to play a role in something. • Tom figures in our plans for future office management. • I don’t wish to figure in your future., Phrase(s): figure someone or something in((to) something) [and] figure someone or something in
to reckon someone or something into the total. • I will figure the electric bill into the total. • We can figure in one more person., Phrase(s): figure someone or something in (on something)
to plan on having someone or something included in something. • Please figure another ten people in on the picnic. • I will figure in those people.

معنی واژه فیگور

McGrawhill’s American Idioms And Phrasal Verbs

معنی واژه فیگور
معنی واژه فیگور
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *