دسته‌ها
لغت

معني كلمه جاويدان

خواص دارویی و گیاهی

معني كلمه جاويدان
معني كلمه جاويدان

Copy Right By 2016 – 1395

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: جاودان

نقش دستوری: صفت

معني كلمه جاويدان

آواشناسی: jAvedAn

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۶۵

لبان را بخوانید.لب به لب را بخوانید.لب تخت را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


جاودان . [ وِ ] (ص ، اِ، ق ) مخفف جاویدان است . (برهان ). همیشه . دایم . (برهان ) (آنندراج ). همواره . باقی . پیوسته . (آنندراج ). همیشگی . (شرفنامه ). جاوید.جاویدان . جاودانه . (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع بکلمات فوق شود. مؤبد. ابدی . پاینده . مخلد. خالد. جاودانی . پایدار : همه نیکویی پیشه کن گر توان که بر کس نماند جهان جاودان .

فردوسی .

فردوسی .

فردوسی .

فردوسی .

فرخی .

فرخی (از آنندراج ).

اسدی .

اسدی .

ناصرخسرو.

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

نظامی .

نظامی .

عطار.

مولوی (مثنوی ).

سعدی .

ابن یمین .

حافظ.

حافظ.

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: جاویدان

نقش دستوری: صفت

معني كلمه جاويدان

آواشناسی: jAvidAn

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۷۵

تیمارخوار را بخوانید.تیمارخواره را بخوانید.تیماردار را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

فرهنگ حاضر تألیف فرج‌الله خداپرستی می باشد و از تارنمای «دادگان» برگرفته شده است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


ابدی، ازلی، پایدار، جاودانه، جاودان، جاوید، دایم، دایمی، سرمد ≠ موقتی

۱. پاینده؛ پایدار؛ همیشگی.۲. (قید) تا همیشه.۳. (قید) از مدت‌ها پیش. * جاوید.

جاویدان . (ص ،ق ) همیشه . پاینده . دائم . (برهان ). جاودان . (ناظم الاطباء). جاوید. جاویدانه . جاودانه . جاود : گر همی

[ په . ] جاودان .

(جاويد جاود خواهد جاويد بجاو جاونده جاويده) جويدن مضغ کردن .

همیشگی ، ابدی ، به طور همیشگی ، تا ابد .

معني كلمه جاويدان

=جاودانه

۱. پاینده؛ پایدار؛ همیشگی: ♦ وصال او ز عمر جاودان بِه / خداوندا مرا آن دِه که آن بِه (حافظ: ۸۳۸).۲. (قید) تا همیشه.۳. (قید) از مدت‌ها پیش. * جاویدان

جاودان . [ وِ ] (ص ، اِ، ق ) مخفف جاویدان است . (برهان ). همیشه . دایم . (برهان ) (آنندراج ). همواره .

جاویدان .

هميشه ، دايم، هموار، باقي، پيوسته ، ابدي، جاويدان، جاودانه

پايا، جاويدان، سرمد، فناناپذير، مخلد، مدام، مستدام

فاني

معني كلمه جاويدان

(= جاویدان) ، ← جاویدان .

جاودانه بودن.

۱. پاینده؛ پایدار؛ همیشگی: ♦ اگر مرد رنجی ا گر مرد گنج / نه گنجت بُوَد جاودانه نه رنج (فردوسی: ۸/۳۹۶ حاشیه).۲. (قید) تا همیشه: ♦ اگر غم را چو

پاینده؛ پایدار؛ همیشگی.

1
general::
everlasting, immortal


transnet.ir

1
general::
everlasting, eternal


transnet.ir

معني كلمه جاويدان
معني كلمه جاويدان
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *